عبد الحي حبيبى
748
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
و زبان درى زبان خاص مردم دربار بود و لغات مشرق و اهل بلخ در ان غلبه داشت . « 1 » علاوه بر زبان درى كه در خراسان و بلاد افغانستان مقارن و مرادف با پنبتو رواج داشت . در شمال خراسان لهجه سغدى در ماوراء النهر ، و لهجه خوارزمى در خوارزم از زمان قبل الاسلام معمول و مروج بود و آثارى از ان در دست است . بارى چون در سرزمين افغانستان لهجهء مردم درى بود ، ما آثار باقيمانده دو قرن اول اسلامى را كه ربط بسرزمين اين كشور دارد ذكر ميكنيم : يك سرود سيستانى سيستان از زمان قديم ، كانون كيش زردشت بوده و بسا از روايات دينى زردشتيان به اين سرزمين تعلق داشت . در عصر ورود فاتحان اسلامى نيز در سيستان همين مردم با ثقافت و مواريث قديم دينى و فرهنگى خويش ميزيستند ، و ما مىبينيم كه در عصر مروان بن حكم اموى بعد از 64 ه 683 م رستم بن مهر هرمزد مجوسى موبد و متكلم سيستان بود ، كه حكمرانان عرب ازو سخنان حكمت شنيدندى . « 2 » يكى از معابد كهنسال زردشتيان كه داستان ساختن آن در كتاب « گرشاسپ نامه » ابو المويد بلخى آمده آتشكدهء كركوى است . و چون از سيستان بهرات ميرفتند ، در نخستين مرحله بفاصلهء سه فرسنگى واقع بود . « 3 » و ياقوت درينجا آتشكدهء بزرگ مجوسى را هم ذكر مىكند . « 4 » بموجب قول موءلف نامعلوم تاريخ سيستان كه از شاهنامه ابو المويد بلخى نقل كرده ، اين آتشكدهء كركويه را كيخسرو بر پرستشگاه گرشاسپ در شارستان سيستان ساخته و بقول او : « آن آتش گويند آنست ، آن روشنايى كه فرا ديد ، و گبركان چنين گويند ، كه آن
--> ( 1 ) - تاريخ ادبيات دكتور صفا - 1 - 142 ( 2 ) - تاريخ سيستان 106 ( 3 ) - اصطخرى در مسالك و ممالك ترجمه فارسى 199 طبع تهران 1340 ش ( 4 ) - معجم البلدان 4 / 453